شيخ حسين انصاريان
208
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
اتَّقِ اللَّهَ يَابْنَ عَمِّ وَ لا تَنْقُضِ الْخاتَمَ . اى پسر عم ، تقواى خدا پيشه كن و دامن عفت و عصمت مرا به سرپنجهء شهوت حيوانى آلوده مكن . چون گفت از خداى بترس ، از سر آن مراد برخاستم و پاى بر هواى نفس نهادم و دست از آن معصيت كوتاه گردانيدم . خدايا ! اگر مىدانى كه ترك آن معصيت محض جلب خشنودى و رضايت تو بود ، ما را از اين درماندگى فرج و از اين ورطهء سخت نجات ارزانى دار . هنوز اين سخن در دهان داشت كه ثلثى از آن سنگ بيفتاد و منفذى در آن سنگ پديد آمد . شخص دوم گفت : خداوندا ، علم شامل تو بدين محيط است كه مادرى و پدرى داشتم بسيار مسن ، آن چنان كه پيرى قامت چون تير ايشان را كمان گردانيده و مُشك عارضشان به كافور بدل شده بود ، طراوت و شباب آنان را رها كرده و آثار خزان عمر بر سر و صورتشان ديده مىشد ، از كسب بازمانده و از حركت عاجز بودند ، من به امتثال امر : وَ بِالْوالِدَيْنِ إحْساناً وَ ذِى الْقُرْبَى وَ الْيَتمَى وَ الْمَسكِينِ » « 1 » و به پدر و مادر و خويشان ويتيمان ومستمندان نيكى كنيد . شب و روز به خدمت ايشان مشغول بودم و دائماً از آن خائف كه مباد از بركات وجود ايشان محروم شوم . شبى در تهيّهء غذا وظيفهء خود به انجام رساندم ، چون به محضر آنان رفتم هر دو را در خواب ناز ديدم . بر بيدار كردن آنان جرأت نكردم كه مبادا عيش خواب و لذت نيام بر آنان حرام گردد ، دلم راضى نشد برگردم ، چرا كه ترسيدم از خواب برخيزند و طلب غذا كنند و من در خدمت آنان حاضر نباشم ، آن شب را تا صبح در كنار بستر
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 83 .